روز ملی شعر و ادب



              امشب ای ماه! به درد دل من تسکینی
آخر ای ماه،  تو همدرد منِ   مسکینی
               کاهش جان تو من دارم و من می‌دانم
که تو از دوری خورشید، چه‌ها می‌بینی


                          

سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵-۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده‌است. وی در تبریز به‌دنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را «روز شعر و ادب فارسی» نام‌گذاری کرده‌اند.

مهم‌ترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سلام (سلام به حیدربابا) است که از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی به‌شمار می‌رود و شاعر در آن از اصالت و زیبایی‌های روستا یاد کرده‌است. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از ۸۰ زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

شهریار در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی -مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی- نیز تبحر داشته‌است. از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به علی ای همای رحمت و «آمدی جانم به قربانت» اشاره کرد.

پرسش های ایده برانگیز

پرسش های ایده برانگیز

  •       اگر می شد هرچیزی را که دوست دارید صبح به صبح مقابل در منزلتان تحویل دهند چه چیزی را سفارش می دادید ؟
  •      در میان داستان هایی که خوانده اید پایان کدام یک را می پسندید ؟
  •      اگر قرار بود تمام هدف زندگی خود را در یک جمله بیان می کردید چه می گفتید ؟ 
  •      اگر قرار بود یک صندوقچه داشته باشید که داخل آن را پر از چیزهایی عجیب و غریب کنید چه چیزهایی داخل آن می گذاشتید ؟
  •     اگر قرار باشد یک ابزار جدید اختراع کنید آن ابزار چه شکل و کاربردی دارد ؟
  •     اگر قرار باشد یک فیلم سینمایی از زندگی شما ساخته شود برای ایفای نقش خودتان کدام هنرپیشه را انتخاب می کنید ؟
  •      اگر بخواهید یک وسیله بازی جدید را برای محوطه بازی کودکان در پارک طراحی کنید ، چه وسیله ای را پیشنهاد می دهید ؟
  •     اگر می شد یک رسم محلی را از یک جای دنیا انتخاب کنید و آن را در کشور خود جا بیندازید ، چه رسمی را انتخاب می کردید ؟
  •      آخرین باری که از شدت خنده اشک تان در آمد ، کی بود ؟
  •      اگر می توانستید حساسیت یکی از حواس پنجگانه خود را چندین برابر افزایش دهید ، کدام حس را انتخاب می کردید ؟
  •      آخرین چیزی که شما را شگفت زده کرده چه بوده است ؟
  •      اگر می توانستید شاهد یک اتفاق تاریخی باشید چه اتفاقی را انتخاب می کردید ؟

" بمناسبت سالروز پروازش "

4 شهريور بيست و سومين سالروزِ درگذشت اخوان ثالث

 

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم 
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟ 


مهدی اخوان ثالث

قهر پدر

 پدري با پسري گفت به قهر
که تو آدم نشوي جان پدر
حيف از آن عمر که اي بي سروپا
در پي تربيتت کردم سر
دل فرزند از اين حرف شکست

بي خبر از پدرش کرد سفر
رنج بسيار کشيد و پس از آن
زندگي گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والايي يافت
حاکم شهر شد و صاحب زر

چند روزي بگذشت و پس از آن
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غايت خودخواهي و کبر
نظر افگند به سراپاي پدر
گفت گفتي که تو آدم نشوي
تو کنون حشمت و جاهم بنگر
پير خنديد و سرش داد تکان
گفت اين نکته برون شد از در
«من نگفتم که تو حاکم نشوي
گفتم آدم نشوي جان پدر»

عبدالرحمن جامي

خوانش متن - لحن ها

خوانش متن : شامل متون نظم ونثر است .  درخوانش متن توجه به مواردزیر ضروری است:

  - رعایت آهنگ

 - توجه به لحن کلام

 - رعایت تکیه :تکیه ، فشارآوایی است که روی هجاهای کلمه ایجاد می شود وموجب برجسته شدن هجاهای کلمه می شود.درمورد کلمات چندهجایی بایدتوجه کنیم که تغییردرمعنی کلمه می شود.مانند:سبزی (به معنی سرسبزی وطراوت)  ،سبزی(سبزهستی)

ولی(سرپرست) ،ولی(امّا)

- رعایت مکث ودرنگ

- رعایت ایستگاه های آوایی :منظورازایستگاه های آوایی ، جاهایی است که سخن نیاز به قطع ووصل وکشش های آوایی دارد وبه عبارتی رعایت زیر وبم کلمات است.

لحن:

لحن یعنی آواز خوش و موزون، نوا، کشیدن صدا یا اجتماع حالت های صداهای مختلف( دهخدا). لحن نحوه ی خواندن و بیان کردن جملات است با توجه به شرایط موجود و فضای  حاکم بر جمله و کل متن. انواع لحن و آهنگ های کلی زبان فارسی را می توان عبارت از موارد زیر دانست:

ادامه نوشته

شعرخوانی گِل و گُل

 

شبی در محفلی با آه و سوزی

شنیدستم که مرد پاره دوزی

چنین می گفت با پیر عجوزی

گلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم

گرفتم آن گل و کردم خمیری

خمیری نرم و نیکو چون حریری

معطر بود و خوب و دلپذیری

بدو گفتم که مشکی یا عبیری

که از بوی دلاویز تو مستم

همه گلهای عالم آزمودم

ندیدم چون تو و عبرت نمودم

چو گل بشنید این گفت و شنودم

بگفتا من گلی ناچیز بودم

ولیکن مدتی با گل نشستم

گل اندر زیر پا گسترده پر کرد

مرا با همنیشینی مفتخر کرد

چو عمرم مدتی با گل گذر کرد

کمال همنشین در من اثر کرد

و گرنه من همان خاکم که هستم

                                                             ملک الشعراي بهار